تبليغاتX
ذوالعرش
تجلی گاه
خداوند در یکی از قشنگترین احادیث قدسی بیان فرموده اند در خطاب به بندگانشان که ای بنده من تو برای من باش تا من با تمام خداییم برای تو باشم  مگه میشه کسی با خوبیهاش خداوند متعال راخشنود کند وخداوند او را خشنود نکنند شما برای خدا باشید و ببینید چگونه خداوند برای شما خواهند بود.
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 19:58  توسط مریم  | 

 

 

 

همانطور که پیشینه ی جشن نوروز را از زمان جمشید میدانند
درباره ی سیزده به در هم روایت هست که :
جمشید شاه پیشدادی روز سیزده نوروز را در صحرای سبز و خرم
خیمه و خرگاه بر پا می کند و بارعام می دهد و چندین سال متوالی این کار را
انجام می دهد که در نتیجه این مراسم در ایران زمین به صورت
سنت و آیین درمی آید و ایرانیان از آن پس سیزده بدر را بیرون ازخانه در
کنار چشمه سارها و دامن طبیعت برگزار می کردند
اما برای بررسی دیرینگی جشن سیزده به در از روی منابع مکتوب ،
تمامی منابع مربوط به دوران قاجار می باشند و گزارش به برگزاری
سیزده به در در فروردین یا صفر داده اند ، از همین رو برخی پژوهشگران
پنداشته اند که این جشن بیش از یکی دو سده دیرینگی ندارد
اما با دقت بیشتر در می یابیم که شواهدی برای دیرینگی این جشن وجود دارد
دکتر غیاث آبادی پژوهشگرتاریخ وفرهنگ ایران باستان و باستان ستاره شناس
در این باره به گسترش بسیار، تنوع و گوناگونی شیوه های برگزاری این جشن
اشاره می کند که بر پایه ی قواعد مردم شناسی و فرهنگ عامه ،
هر چقدر دامنه ی گسترش باوری فراخ تر و شیوه های برگزاری آن
متفاوت تر باشد ، نشان دهنده ی دیرینگی بیشتر آن است.
همچنین مراسم مشابه ای که به موجب کتیبه های سومری و بابلی از آن آگاهی داریم، آیین های سال نو در سومر با نام « زگموگ » و در بابل با نام « آکیتو» دوازده روز به درازا می کشیده و در روز سیزدهم جشنی در آغوش طبیعت برگزار می شده.
بدین ترتیب تصور می شود که سیزده بدر
دارای سابقه ای دست کم چهار هزار ساله است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388ساعت 19:22  توسط مریم  | 

 

 

آمدن نوروز و نو شدگی سال، تجدید حیات رستنی ها و رویش دوباره گیاهان و نباتات را با راه انداختن پیك های نوروزی و كاشتن و رویاندن دانه های گیاهی و آتش زدن بوته و خار و شاخه های خشك و مرده‌ی درختان در شب سوری اعلام می كنند. در آیین های نوروزی كه چند روزی پیش از سال نو آغاز می شود مردم همراه طبیعت ، از مرحله ای به مرحله ای دیگر گذاری رمز گونه می كنند، به قول میر چا الیاده شاید بتوان شروع هر فصل نوینی از زندگی را یك مرحله گذار نامید. در بسیاری از رسم ها و آداب مربوط به زناشویی، آبستنی، بلوغ، مرگ و نوشدگی سال میان اقوام مختلف جهان به خوبی مشاهده می‌شود. «آرنولد وان ژنپ» مر دم شناس فرانسوی نیز شماری از رفتارهای فرهنگی و آیینی مردم را را با انتقال برخی از پدیده های طبیعی از وضع و حالتی به حالتی دیگر دارای پیوند می داند .

در آغاز این گذار مردم با خانه تكانی و پلشت زدایی در روزهای پایانی سال كهنه، از آنچه رنگ فرسودگی و سیاهی دارد، جدا می شوند و دوری می گزینند. آداب پیشواز نوروز رفتن: مانند غبار روبی وپاكسازی خانه و محیط زیست(خانه تكانی) ، شكستن و دور افكندن كوزه های سفالین كهنه آبخوری ، نو كردن اسباب و اشیای كهنه و فرسوده و نا كار آمد، سفید و نقاشی كردن دیوارهای خانه، تطهیر و پاكیزه كردن سر و تن و جامه و كنار گذاشتن جامه های كهنه و ژنده و پوشیدن جامه های نو و پاكیزه ، گند زدایی خانه با سوزاندن و دود كردن اسفند و كندر و افشاندن بوی خوش ، آتش زدن و سوزاندن خار و خاشاك و شاخه های خشك درختان در شب آخر سال یا شب چهار شنبه سوری ، تعطیل و متوقف كردن كار و فعالیت های اجتماعی و اقتصادی معمول روزانه در آخرین روزهای روزهای عمر سال كهنه ، همه نشانه و مظهر خیزش جمعی مردم در پلشت زدایی و نابودی ارواح زیانكاری است كه در سیاهی و كهنگی و مرگ آشیانه گزیده اند.

اینها همه نشانه مرحله جدا شدن انسان از تباهی و سیهكاری و زندگی گذشته در سال كهنه و دورساختن ارواح خبیث و زیانكار از فضای زیست در سال نو است.گستردن«خوان نوروزی» در نوروز و در آغاز دوره«جدا گزینی » ، نماد و مظهر دوره ای از مناسك گذار می تواند باشد. خوان نوروزی تمام اعضای خانواده را از دور و نزدیك به خانه فرا می خواند و بر سر خوان می نشاند و به عقیده ایرانیان زردشتی ، امشاسپندان ( هفت فرشته مقرب اهورا مزدا ) نیز كه در فروردگان از جهان مینوی به زمین فرود می آیند ، بر سر خوان نوروزی و در كنار دیگران حضور خواهند یافت و از این رو، خوان نوروزی نقش و كاركردی بس مهم در گرد آوردن افراد خانواده و روان درگذشتگان آنها به دور هم و زدودن گرد دوری و نفاق و كدورت میان اعضای خانواده و ایجاد صلح و دوستی و همبستگی میان آنها دارد.ظاهرا رسم گستردن سفره در نوروز و چیدن هفت نوع خوراكی بر روی آن بازمانده رسمی كهن است و شماره هفت نیز تمثیلی است از هفت ایزد دین مزدیسنا. زرتشتیان ایران خوان نوروزی را با سه سینی ، هر یك حاوی هفت گونه شیرینی ، و میوه تازه و خشك به نشانه هفت فرشته امشاسپند می آرایند و باور دارند كه این فرشتگان در فروردگان از جهان مینوی به جهان خاكی فرود می آیند ؛ روی سفره نوروزی افزون بر هفت خوراكی ؛ آینه ، لاله ، شمع، قر آن ( در خوان مسلمانان) و اوستا ( در خوان زردشتیان) ، جامی پر از آب –كه در آن چند برگ سبز شمشاد و نارنج انداخته اند– یك جام با ماهی های قرمز ، نرگس و سنبل ، چند تخم مرغ پخته رنگ شده و نقاشی شده ، نان سنگك یا نان تافتون ، یك بشقاب سبزی پلو با كوكو و ماهی ، سكه نقره كه معمولا سكه صاحب الزمان است، اسفند رنگ شده ، شیر و ماست و پنیر و سبزی خوردن و شیرینی میگذارند. هر یك از این چیزها و خوراكی ها در فرهنگ ایرانی معنا و مفهومی نمادی دارد.امروزه هفت نوع خوراكی كه روی سفره هفت سین می چینند بنا به خصوصیات اجتماعی ، فرهنگی و اقلیمی در نواحی مختلف ایران فرق می كند. در بیشتر مناطق ایران در تحویل سال « سفره هفت سین» می گسترند و هفت نوع خوراكی كه نخستین حرف نام هر یك « سین» است ، مانند سیب ، سنجد ، سركه ،‌سماق ، سنبل و سیر یا سیاه دانه روی آن می چینند. در برخی از روستاهای فارس و خراسان سفره « هفت میم » و سفره « هفت شین» ، از هفت گیاه و میوه می گسترند. درگذشته ایرانیان سفره هفت شین می گسترانیده اند .

در روایتهای مربوط به نوروز نیز نوشته اند كه خوردن عسل در نوروز برای تندرستی سود مند است و همچنین گفته اند كه شكر و شراب هم در زمان جمشید در نوروز پیدا شده است ». ( اعتماد مقدم ، ۱۳۴۲، صص۲-۷)برخی « سین » را كوتاه شده واژه سینی میدانند و می گویند در زمان قدیم مایده های تازه و خشك زمینی را در هفت سینی یا هفت خوان مسین می چیدند و در نوروز به حضور شاهان میبردند. هر یك از این مائده ها نمونه یكی از محصولاتی بود كه در سرزمین ایران به دست می آمد. همچنین ، گفته اند كه امشاسپندان ، هفت فرشته مقدس دین مزدیسنا در ده روز فروردگان ، از ۲۶ اسفند تا ۵ فروردین ، از جهان مینوی فرود می آمدند و مردم هفت خوان از مائده های زمینی برای آ نها مهیا می كردند.

آرایه های خوان نوروزی و هفت گونه خوراكی ویژه آن هر یك در فرهنگ ایران زمین رمز و نشانه و بیان كننده بینش ها و بر داشت های مردم جهان و كاینات است. مثلا ، آینه مظهر پاكی و یك رنگی و باز تاباننده هستی ازلی و بخت و سر نوشت ؛ شمع نشانه فروزش و روشنایی و زداینده تاریكی و سیاهی ؛ تخم مرغ نماد آفرینش و زایندگی ، ماهی و شمشادمظهرناهیدفرشته آب و زندگی، سبزه نشانه رویش و حیات، انار مظهر باروری و فراوانی، نان نماد بركت و فزونی و اسپند و سیر رماننده ی ارواح زیانكار...
سفره نوروزی را معمولا از بهترین بافته ها می اندازند. این سفره مجموعه ای است از هفت امشاسپند كه عبارتند از : اردی بهشت ، خرداد ، امرداد، شهریور، اسپند آرمذ و خود اهورا مزدا. نان سفره نوروزی را میتوان بازمانده ا ز نان هفت غله در زمان ساسانیان دانست. سبزه نیز به تعداد هفت بر سفره موجود است.

ایرانیان رسم كاشتن سبزه و دانه رویاندن را به هنگام گردش سال كهنه به نو ، همچنین آیین نوروزی را به جمشید نسبت می دادند و باور داشتند كه جمشید پس از سركوب اهریمن و پیروانش ، كه بركت را از مردم روی زمین گرفته بودند و باد را نمیگذاشتند كه بوزد و درختان برویند ، به زمین بازگشت . در این كه نوروزش نامیدند هر چوب و درختی كه خشك شده بود باز رویید و سبز شد. « و هر شخص از راه تبرك به این روز در تشتی جو كاشت . سپس این رسم ایرانیان پایدار ماند ، كه روز نوروز در كنار خانه هفت صنف از غلات ، در هفت استوانه بكارند و از روییدن این غلات به خوبی و بدی زراعت و حاصل سالیانه حدس بزنند .»(بیرونی ، ابوریحان .آثارالباقیه ، ۱۹۲۳،ص۱۶-به نقل از بلوكباشی، علی)
در جشن های زرتشتی سه انار به نشانه گفتار نیك، كردار نیك، و پندار نیك ، شیر تازه نماد نوزادان كیهانی ، تخم مرغ نماد نژاد،آیینه نماد جهان بی پایان ، سمنو نماد باروری ، سنجد محرك عشق و باروری و وجود سیب نماد زایش است كه موجب سر شاری كیسه می شود ، نارنج در كاسه آب نمادی از زمین بر آب و جامی از شكرو گل بید مشك از دیگر گستردنی های موجود بر خوان نوروزی هستند.

این آیین ها شاید آثاری از جادوی اقوام اولیه ایرانی باشد، كه هنگام ورود به ایران به مرحله كشاورزی رسیدند و آن ها را معمول كردند. از مراسم چیدن سفره هفت سین چنین به نظر می رسد كه اقوام ایرانی در پایان زمستان برای باروری سال جدید و پر محصول بودن مزارع در آن سال، در آغاز سال، به عنوان جادوی تقلیدی ، در هفت ظرف ، هفت نوع غله و دانه ،كه مورد علاقه كشتكاری آن ها بوده است ، آماده می كردند و پس از سحر و افسون كردن دانه میكاشتند. شاید رسم سبزه سبز كردن ( سمنو ریختن ) نیز نوعی جادوی تقلیدی مسری بوده است ، كه منظورشان از آن اعمال جادویی آن بوده است كه ، مزارع هم از آن تقلید كنند و شكوفا شوند و یا در سبز شدن تسریع نمایند. از این جهت سبزه را در سیزده بدر با مراسم و تشریفات جادویی- دینی به مزرعه می انداختند یا به آب می سپردند. قرار دادن تخم مرغ در سفره هفت سین و اهدا كردن آن به یكدیگر در آغاز سال و ایام نوروز نیز جنبه ی جادوی تقلیدی داشته است ، چون تخم مرغ سمبل تولید مثل شمرده می شده ، به همین جهت برای تكثیر و ادامه باروری مواشی و دامم های خود آن را تقدیس می كردند. ( به نقل از فضایی، یوسف؛ چیستا، سال هشتم،شماره ۲،صص ۱۸۳-۱۹۳)
فرهنگ جامعه و میراث اجتماعی – چه فرهنگ مادی و چه معنوی - در سیر تحول جامعه دچار دگرگونی میشود. جادو و سحر یكی از پدیده های فرهنگ معنوی و مادی جامعه انسانی است كه هر چند از اشكال اولیه خود تحول یافته ولی هنوزبقایای توتم پرستی و آنیمیسم و جاندارانگاری طبیعت را در بسیاری رسوم و آیین ها می توانیم مشاهده كنیم. آیین آغاز سال نو و مراسم نوروزی در میان اقوام ایرانی یكی از این میراث فرهنگی است

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 23:44  توسط مریم  | 

روزگارتان به زیبایی گلستان ابراهیم و پاکی چشمه زمزم

عید سعید قربان را بر عموم مسلمین شادباش میگوییم

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 22:18  توسط مریم  | 

 

 

دهان دختر زیبا تهی زدندان است وهر شکسته دندان بهای یک نان است

 

هیچ کس فکر نکرد که در آبادی ویران شده دیگر نان نیست

 

وهمه مردم شهر بانگ برداشتند که چرا سیمان نیست

 

وکسی فکر نکرد که چرا ایمان نیست وزمانی شده است که به غیر از انسان هیچ چیز ارزان

نیست

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 22:11  توسط مریم  | 

A : اینا همش واسه منه.

B : اگه واسه تو بودن چرا غذا بهشون ندادی خودشون اومدن غذا می برن؟

A : مامانم نمی ذاره.

C : تو خونه ما هم مورچه زیاده

D : اگه مسواک نزنیم میرن تو دهنمون مگه نه آبجی؟

A :  آره

B : مورچه های سیاه زورشون از همه بیشتره

C : آره همه مورچه هارو می تونن بزنن.

D : بروسلی رو که نمیتونن بزنن

B : من از مورچه های سیاه بدم میاد

A : اگه اذیت کنیم گاز می گیرن

C : مورچا ها که دندون ندارن

B : پس چه جوری غذا می خورن؟

c : اصلا غذا نمی خورن اگه بخورن بزرگ میشن

D : اگه غذا بخورن بال در میارن

A : مامانم گفته اگه غذا بخورم منم بال در میارم 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 13:54  توسط مریم  | 

 

همين بود آخرين حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگينت حريم چشمهايم رابروي اشکي از جنس غروب و

ساکت نارنجي خورشيد وا کردم . نمي دانم چرا رفتي نمي دانم چرا ؟شايدخطا کردم و تو بي آنکه فکر

غربت چشمان من باشي نگفتي تا کي > براي چه؟

ولي رفتي و بعد از رفتنت باران چه معصومانه مي باريد

و بعد از رفتنت يک قلب دريايي ترک برداشت

و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمي خاکستري گم شد و گنجشکي که هر روزاز کنار پنجره با مهرباني

دانه بر مي داشت تمام بالهايش غرق در اندوه غربت شد

و بعد از رفتن تو آسمان چشم هايم خيس باران بود

وبعد از رفتنت انگار کسي حس کرد من بي تو تمام هستي ام از دست خواهد رفت ،کسي حس کرد که

من بي تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد

و بعد از رفتنت دريا چه بغضي کرد ،کسي فهميدتو نام مرا از ياد خواهي برد و من با آنکه نمي دانم تو

هرگز ياد مرا با عبور خود نخواهي برد هنوز آشفته چشمان زيباي توام .......برگرد.

                                                                                                           از:یلدا

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 1:36  توسط مریم  | 

 
 
و آنگاه که انسان آمد
فقط دل داشت
پس آرام بود
مهر داشت
و به دنبال عشق
با نگاه معصوم
و دلی پاکتر از ابر
برفت....

آنگاه
آراسته شد
مهربانتر
زیباتر
آرامتر

و به تکامل رسید
حسین نوری
تهران - دی ماه 86
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 5:1  توسط مریم  | 

کسي درد خنديدنم را نفهميد... و از ريشه پوسيدنم را نفهميد... همان اول راه او از من جدا شد ...که به بيراهه پيچيدنم را نفهميد... زمين و زمان پشت سر ميزد اما ...کسي بر زمين خوردنم را نفهميد... چنان نرم و آهسته در خود شکستم ...که حتي ترک خوردنم را هم نفهميد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 3:8  توسط مریم  | 

من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم در عصرهاي انتظار به حوالي بي كسي قدم بگذار

خيابان غربت را پيدا كن و وارد كوچه پس كوچه هاي تنهايي شو كلبه غريبي ام را پيدا كن كنار بيد مجنون

خزان زده و كنار مرداب آرزوهاي رنگي ام در كلبه را باز كن به سراغ بغض خيس پنجره برو حرير غمش

را كنار بزن مرا خواهي ديد.... با بغضي كويري كه غرق عصاره انتظار است نشسته ام پشت ديوار

دردهايم.....

                                   با تشکر از:تنها

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 5:30  توسط مریم  | 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 19:56  توسط مریم  | 

        عید قربان بر تمام مسلمین جهان مبارک باد.


یارم چو قدح به دست گیرد                        بازار بتان شکست گیرد

هر کس که بدید چشم او گفت            کو محتسبی که مست گیرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 21:35  توسط مریم  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 21:9  توسط مریم  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 19:26  توسط مریم  | 

سلام

  1. در اول باید از تمامی عزیزانی که تا به امروز مرا یاری کردند تشکر کنم ،یه عذر خواهی هم بدهکارم چون نتونستم وبلاگ و بروز کنم............معذرت.

    و بعد از تاخیر .........

    ای صمیمی
    ای صمیمی! . . . ای دوست
    گاه و بیگاه لب پنجره ی خاطره ام میایی
    دیدنت . . . حتی از دور
    آب بر آتش دل می پاشد
    آنقدر تشنه ی دیدار تو ام
    که به یک جرعه نگاه تو قناعت دارم
    دل من لک زده است
    گرمی دست تو را محتاجم
    و دل من . . . به نگاهی از دور
    طفلکی می سازد
    ای قدیمی! . . . ای خوب
    تو مرا یادکنی . . . یا نکنی
    من به یادت هستم
    من صمیمانه به یادت هستم
    دایم از خنده لبانت لبریز
    دامنت پرگل باد
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 14:40  توسط مریم  |